در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

cleaner

نظافتچی، رفتگر، لکه‌گیر

cleaning

پاکسازی، عمل پاکیزه کردن، نظافت، تمیزکاری

cleansing

عمل پاکسازی، تصفیه، پالودن

cleansing department

اداره خدمات شهری (اداره مسؤول پاکسازی خیابان‌ها و جمع‌آوری زباله‌ها)

clear

شفاف، صاف، واضح، روشن، آشکار، مشخص، مسلم، بدیهی، با، خلوت (جاده)، تماماً، کاملاً، تصفیه کردن، صاف کردن، تخلیه کردن،‌ برداشتن، رفع کردن

«‹ ۱۸۹  ۱۹۰  ۱۹۱ ۱۹۲ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۹۱ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰