در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

chairman

رییس، رییس جلسه، رییس هیأت مدیره

chairmanship

ریاست، ریاست جلسه، ریاست هیأت مدیره

challenge

چالش، مبارزه‌طلبی، دعوت به مبارزه، هماوردجویی، اعتراض، ایراد، مخالفت، به مبارزه طلبیدن، به چالش خواستن، توضیح خواستن، دلیل خواستن، زیر سؤال بردن، اعتراض کردن

chamber

اتاق، تالار پذیرایی، قرارگاه، اقامتگاه، محل سکونت

chamber (caving)

اتاق کُهریز، انبار کُهریز، انبار مصالح ریزشی

chamfer

پخ مساوی، پخ 45 درجه، پخ زدن، پخ‌دار کردن

chance

اتفاق، پیشامد، تصادف، حادثه، بخت، امکان، احتمال، شانس

change

تغییر، تحول، دگرگونی، تبدیل، پول خرد، خرده، عوض کردن، تغییر دادن، مبادله کردن، معاوضه کردن، با هم عوض کردن، دگرگون کردن، خرد کردن (پول)

صفحه  179  از  1111