در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
census region
منطقه سرشماری، حوزه سرشماری
center
مته خزینه
centeralized a/
مرکزی، متمرکز
centeralized control
کنترل مرکزی
centeralized control system
سیستم کنترل مرکزی
centeralized system
سیستم متمرکز
centeralized traffic system
کنترل متمرکز ترافیک
centeralized transportation
حملونقل متمرکز
central area
منطقه مرکزی
central bus lane
خط عبوری میانی ویژه اتوبوس (در وسط خیابان)
central business district
ناحیه تجاری مرکزی، منطقه تجاری در مرکز شهر
central city
مرکز شهر، محدوده مرکزی شهر
central computer system
سیستم رایانه مرکزی
central control room
پست کنترل مرکزی
central control [USA]
کنترل مرکزی [اصطلاح آمریکایی]
central cordon
حلقه مرکزی
central core
هسته مرکزی
central government
دولت مرکزی
central government officer
مأمور دولت مرکزی
central grating
پنجره مشبک مرکزی، دریچه مرکزی هوا
central island
جزیره مرکزی، جزیره میانی
central processing unit
واحد پردازش مرکزی (CPU)
central railway station
ایستگاه مرکزی راهآهن
central reservation
سکوی میانی، جزیره وسط
صفحه 176 از 1111