در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
cameras (array of)
ردیف دوربینها
camion
کامیون، ماشین باری
camp
اردوگاه، کمپ، پناهگاه موقت
camp - site
اردو، مقر اردوگاه موقت
camp boss
رئیس اردوگاه حفاری
campaign
عملیات، اقدامات، فعالیتها، اقدام کردن، در عملیات شرکت کردن
campaign (awareness)
فعالیت آگاهسازی
campaign (prevention)
فعالیت پیشگیرانه، فعالیت سازمانیافته به منظور پیشگیری
campaign (road safety)
فعالیت سازمانیافته برای ایمنسازی راه
campaign against alcoholism
مبارزه با الکلیسم، اقدام بر ضد الکلیسم
campaign [information]
فعالیت سازمان یافته [به منظور اطلاعرسانی]
camping ground
محوطه مخصوص اردو (کمپینگ)
camping site
اردوگاه، کمپینگ
camshaft
محور بادامک، میل سوپاپ
canal
کانال، آبراهه، آبگذر، نهر
canal (feed)
کانال تغذیه
canalization
کانالسازی، احداث جوی، آبراههسازی، شبکه آبراههها، شبکه کانالها
cancellation
لغو، فسخ، ابطال، حذف
cancer
سرطان
candela
شمع (واحد استاندارد بینالمللی شدت نور)
candela per square meter
شدت نور در متر مربع
candidacy
کاندیداتوری، نامزدی
candidate
کاندیدا، نامزد، داوطلب
candidature
کاندیداتوری، نامزدی، داوطلبی
صفحه 152 از 1111