در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

camion

کامیون، ماشین باری

camp

اردوگاه، کمپ، پناهگاه موقت

campaign

عملیات، اقدامات، فعالیت‌ها، اقدام کردن، در عملیات شرکت کردن

campaign (prevention)

فعالیت پیشگیرانه، فعالیت سازمان‌یافته به منظور پیشگیری

camshaft

محور بادامک، میل سوپاپ

canal

کانال، آبراهه، آبگذر، نهر

canalization

کانال‌سازی، احداث جوی، آبراهه‌سازی، شبکه آبراهه‌ها، شبکه کانال‌ها

candela

شمع (واحد استاندارد بین‌المللی شدت نور)

candidature

کاندیداتوری، نامزدی، داوطلبی

«‹ ۱۵۰  ۱۵۱  ۱۵۲ ۱۵۳ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۵۲ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰