در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

brilliance

درخشش، درخشندگی، تابناکی، نورافشانی

broadcast

پخش کردن، برنامه پخش کردن، برنامه فرستادن، پخش، پخش شده (از رادیو و تلویزیون)، سخن پراکنی کردن

broadcasting

پخش برنامه (از رادیو و تلویزیون)، سخن پراکنی

broadcasting stating

ایستگاه فرستنده رادیویی، ایستگاه فرستنده تلویزیونی

صفحه  134  از  1111