در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

brilliance

درخشش، درخشندگی، تابناکی، نورافشانی

broadcast

پخش کردن، برنامه پخش کردن، برنامه فرستادن، پخش، پخش شده (از رادیو و تلویزیون)، سخن پراکنی کردن

broadcasting

پخش برنامه (از رادیو و تلویزیون)، سخن پراکنی

broadcasting stating

ایستگاه فرستنده رادیویی، ایستگاه فرستنده تلویزیونی

«‹ ۱۳۲  ۱۳۳  ۱۳۴ ۱۳۵ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۳۴ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰