در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
blasting method
روش انفجار
blasting powder
باروت
blee v - bleed v off pressure - bleed v pressure
گرفتن فشار
bleeder - prssure release valve - bleeder valva
شیر فشارگیری
bleeding
آب انداختن، شیرهدهی (بتن)، رو زدن (قیر)
bleeding core - weeping core
مغزه نفت ریز
bleeding of laitance
رو زدن شیره بتن
bleeding of water
آب انداختن
blended binder
چسبنده مخلوط
blended cement
سیمان مخلوط
blind a/
کور، نابینا، مستور، پنهان، بسته از هر سو، کاذب،کور (معماری)، نوربند
blind alley
بنبست، کوچه بنبست
blind arch
قوس کاذب، قوس اجرا شده روی دیوار (آرک تزیینی)
blind area
ناحیه کور، نقطه کور
blind area - blind zone
منطقه کور
blind corner
پیچ بدون دید، گردش کور
blind crossing
محل عبور نابینایان، گذرگاه نابینایان
Blind Discount
تخفیف نا مشهود
blind drilling
حفاری کور
Blind Pool
منابع مالی دسته جمعی
blinding (ditch)
مسدود کردن آبرو، پرکردن آبرو
blinding [pavement]
لایه تسطیح، بتن نظافت (پی)، ریگ پاشی (آسفالت راه)، پرکردن، کور کردن (چاه)
blindness
کوری، نابینایی
bling hole
چاه کور
صفحه 111 از 1111