در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

bleeding

آب انداختن، شیره‌دهی (بتن)، رو زدن (قیر)

blind a/

کور، نابینا، مستور، پنهان، بسته از هر سو، کاذب،‌کور (معماری)، نوربند

blind arch

قوس کاذب، قوس اجرا شده روی دیوار (آرک تزیینی)

blind crossing

محل عبور نابینایان، گذرگاه نابینایان

blinding [pavement]

لایه تسطیح، بتن نظافت (پی)، ریگ پاشی (آسفالت راه)، پرکردن، کور کردن (چاه)

«‹ ۱۰۹  ۱۱۰  ۱۱۱ ۱۱۲ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۱۱ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰