در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
violation count
شمارش تخلف، آمار تخلف
violation ticket
برگ جریمه
violator [USA]
متخلف، خلافکار [اصطلاح آمریکایی]
visa
ویزا، روادید، مهر روادید زدن، ویزا دادن
viscera
دل و روده، امعاء و احشاء
viscoelastic a/
ویسکوالاستیک، دارای خاصیت چسبندگی و کشایندگی، چسبناک، کشایند، گرانرو
viscoelastic behaviour
رفتار ویسکوالاستیک، رفتار ارتجاعی لَخت
viscoelasticity
ویسکوالاستیسیته
viscosity
چسبندگی، گرانروی، کندروانی، ویسکوزیته، لزجی
viscosity (dynamic)
ویسکوزیته دینامیکی، گرانروی دینامیکی
viscosity (kinematic)
ویسکوزیته سینماتیک، گرانروی جنبشی، لزجت سینماتیک، کندروانی جنبشی
viscous a/
ویسکوز، چسبنده، گرانرو، کندروان، لزج
visibility
دید، قابلیت دید، دامنه دید
visibility (adequate)
قابلیت دید کافی
visibility (approach)
قابلیت دید تقرب، دید ورودی
visibility (clear)
قابلیت دید واضح، میدان دید آشکار
visibility coefficient
ضریب قابلیت دید، ضریب دید
visibility distance
مسافت دید، فاصله دید
visibility splay
مثلث دید
visible
قابل دیدن، قابل رؤیت، پیدا، نمایان، مرئی، هویدا، مشهود، آشکار
visible radiation
تشعشع قابل رؤیت، تشعشع مرئی
vision
بینایی، دید، قدرت دید، بینش، بصیرت، پندار، خیال
vision (binocular)
دید کامل (با دو چشم)
vision (colour)
دید رنگی
صفحه 1078 از 1111