در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

outskirts

حومه، اطراف (شهر)، کنار، پیرامون، حول و حوش

outstation

ایستگاه دورافتاده، پایگاه دورافتاده، پُست دورافتاده

overall

(مربوط به) کل، کلی، جامع، همه‌جانبه، فراگیر، کلاً، در جمع، در مجموع، روی هم رفته

overbreak [tunnel]

خاکبرداری اضافه بر نیمرخ، حفاری اضافی [تونل]

صفحه  980  از  1667