در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

originate

نشأت گرفتن، ریشه گرفتن، ریشه داشتن، آغاز شدن، مبدع بودن، مبتکر بودن، ابداع کردن، موجب بودن، پدید آوردن، به وجود آوردن

oscillate

آمدن و رفتن، نوسان داشتن، نوسان کردن، تاب خوردن، مردد بودن، متزلزل بودن، متغیر بودن، در نوسان بودن، نوسان کردن (برق)

oscillation

نوسان، تردید، تزلزل، بی‌ثباتی، تغییر

Otto engine

موتور احتراقی، موتور چهارزمانه

out – of

بیرون از، خارج از، بیرون، خارج، از روی، به خاطر، به علت

outbound a/

به طرف بیرون، خروجی (پرواز، مسافر)

صفحه  977  از  1667