در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

orientate

سازگار کردن، وفق دادن، جلب کردن، علاقمند کردن، کشاندن، جهت دادن، برای هدف خاصی طراحی کردن

orientation

جهت‌گیری، جهت‌یابی، جهت، تشخیص موقعیت

origin

منشأ، مبدأ، سرچشمه، خاستگاه، اصل، ریشه، آغاز، ابتدا

original

اولین، نخستین، اولیه، اصلی، ابتدایی، نو، بدیع، اصیل، مبتکر، خلاق

صفحه  976  از  1667