در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
operation (one – way)
کارکرد یکسویه
operation (pilot)
عملیات راهنما، بهرهبرداری آزمایشی
operation (relief)
عملیات آرامسازی
operation (road)
عملکرد راه، بهرهبرداری از راه
operation (safety)
عملکرد ایمنی
operation (staged)
بهرهبرداری مرحلهای، عملکرد مرحلهای
operation (standby)
عملیات آماده انجام، عملیات اضطراری
operation (time of)
زمان بهرهبرداری
operation (traffic)
عملکرد ترافیک، کارکرد ترافیک
operation (two – way)
عملکرد دوسویه، کارکرد دوسویه
operation (vehicle)
کارکرد وسیله نقلیه
operation centre
مرکز عملیاتی، مرکز بهرهبرداری
operation engineer
مهندس بهرهبردار
operation [mechanism]
عملکرد ماشین [مکانیسم]
operational a/
عملکردی، عملیاتی، (مربوط به) عملیات، آماده استفاده، آماده بهرهبرداری، آماده عملیات
operational delay
تأخیر عملکردی
صفحه 968 از 1667