در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

oncoming

نزدیک‌شونده (اتومبیل و ...)، قریب‌الوقوع (خطر)، روبرو، طرف مقابل (ترافیک)، آینده

ooze

لجن، لای، شلکا، گل سیاه، تراوش، جریان، نشت کردن، بیرون زدن، تراوش کردن، پخش کردن، پراکندن

opacity

تاری، تیرگی، ابهام، پیچیدگی، مات بودن، کدر بودن، تار بودن

صفحه  963  از  1667