در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
on – board unit [computer]
دستگاه نصبشده (داخل وسیله نقلیه)[کامپیوتر]
on – line a/
پیوسته، متصل، روی خط، در راستا، حین کار، وصل به کامپیوتر
on – line bus stop
ایستگاه اتوبوس در مسیر
on – line mode
حالت مشغول به کار، حالت پیوسته (متصل)
on – ramp
رمپ (رابط) ورودی به آزادراه یا بزرگراه
on – road test
آزمایش روی جاده
on – site bearing ratio
نسبت باربری در محل
on – site test
آزمایش صحرایی، آزمایش در محل
on – the – spot fine
جریمه در محل
on – way array
آرایه یکطرفه
on – way carriageway
سوارهروی یکطرفه، راه یکطرفه
on – way cycle track
مسیر یکطرفه مخصوص دوچرخه و موتورسیکلت، مسیر یکطرفه ویژه وسایل نقلیه دوچرخ
on – way flow
جریان یکطرفه
on – way movement
حرکت یکطرفه
on – way operation
کارکرد یکسویه
on – way road
جاده یکطرفه، راه یکطرفه
صفحه 962 از 1667