در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
old
پیر، مسن، سالخورده، کهن، قدیمی، کهنه، سابق، قبلی، پیشین
old person
شخص مسن
old structure
سازه قدیمی، ساختار قدیمی
old town
شهر قدیمی
omnibus
اتوبوس (شهری)، مجموعه آثار، توده مردم، عامه
on board l/
نصبشده، سوارشده
on site l/
در محل، در جا
on the spot l/
در جا، در محل، فوراً، بیدرنگ
on – board a/
نصبشده، سوارشده
on – board computer
کامپیوتر نصبشده (درون وسیله نقلیه)، کامپیوتر درونوسیلهای
on – board equipment
تجهیزات سوارشده (درون وسیله نقلیه)، تجهیزات درونوسیلهای
on – board information
اطلاعات درونوسیلهای، اطلاعرسانی درونوسیلهای
on – board information system
سیستم اطلاعات نصبشده (داخل وسیله نقلیه)
on – board parking meter
پارکومتر نصبشده داخل وسیله نقلیه
on – board questionnaire
پرسشنامه (ارایهشده) در وسیله نقلیه
on – board system
سیستم نصبشده (داخل وسیله نقلیه)
صفحه 961 از 1667