در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

office

اداره، دفتر، اداری، دفتری، مطب، مقام، منصب، پُست، شغل، وظیفه، کار

office (registry)

اداره ثبت، دفتر اسناد رسمی، محضر، دفترخانه، اداره ثبت احوال

صفحه  957  از  1667