در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

occult

پنهان، مخفی، نهان، پوشیده، سرّی، رمزی

occupancy

اشغال، تصرف، تصاحب، تملک، سکونت، استقرار، ساکن شدن، مدت سکونت، مدت اقامت، ساختمان، خانه، نوع استفاده، استفاده (ساختمان)

occupant

سرنشین (وسیله نقلیه)، ساکن (خانه)، صاحب، متصدی (شغل)

occupantion

تملک، تصرف، تصاحب، اشغال، سکونت، استقرار، شغل، پیشه، حرفه

occupy

ساکن بودن، زندگی کردن، نشسته بودن (روی صندلی)، اشغال کردن، تصرف کردن، گرفتن (جا)، طول کشیدن، وقت گرفتن (ساعت)، داشتن (شغل، مقام)

occur v/

رخ دادن، اتفاق افتادن، روی دادن، پیش آمدن، یافت شدن، پیدا شدن

«‹ ۹۵۱  ۹۵۲  ۹۵۳ ۹۵۴ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۹۵۳ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰