obscure تاریک، تیره، تار، مبهم، گنگ، پر ابهام، پیچیده، غامض، نامعلوم، گمنام، پنهان کردن، تار کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، نامفهوم کردن
observance رعایت، حفظ، مراعات (مقررات، رسوم و ...)، برگزاری، به جای آوردن، گزاردن، اقامه، آیین، مراسم