در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
north
شمال، نواحی شمالی، مناطق شمالی، (مربوط به) شمال، شمالی، به طرف شمال، به سمت شمال، رو به شمال
north approach
رویکرد شمالی
north – light roof
بام نورگیری از شمال، بام دندانهای
north – seeking pole
قطب شمال آهنربا
northbound a/
به سمت شمال، عازم شمال، به سوی شمال
northbound train
قطار عازم شمال
northbound vehicle
وسیله نقلیه عازم شمال
nose
دماغه، سر، جلو، آهسته رفتن، آرام جلو رفتن (هواپیما، اتومبیل و ...)
nose (island)
دماغه جزیره
nose length
طول دماغه
nose of island
دماغه جزیره
nose of vehicle
قسمت جلوی وسیله نقلیه
nose – to – tail collision
برخورد از عقب، برخورد جلو به عقب
not enter (do) [USA]
ورود ممنوع [اصطلاح آمریکایی]
notation
علایم، نشانهها، نمادها، نشانهگذاری، علامتگذاری
notch
شکاف، فاق (بخاری)
صفحه 945 از 1667