در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

nonresident

غیر ساکن، غیر مقیم، غیر حضوری (دانشجو)

nonstop

مستقیم، بدون توقف، ‌یکسره، بی‌وقفه، مداوم

صفحه  943  از  1667