در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
nonresident
غیر ساکن، غیر مقیم، غیر حضوری (دانشجو)
nonreversible deformation
تغییر شکل غیر قابل برگشت
nonskid a/
ضد لغزش، زبر
nonskid material
مصالح ضد لغزش (ضد سُر خوردن)
nonskid quality
خاصیت ضد لغزش
nonskid surfacing
روکش ضد لغزش، رویه ضد لغزش
nonstop
مستقیم، بدون توقف، یکسره، بیوقفه، مداوم
nonstop journey
سفر بدون توقف
nontransversable divding strip
باریکه مجزاکننده غیر قابل عبور
nontransversable kerb
جدول غیر قابل عبور
nontransversable median
جزیره میانی غیر قابل عبور
nontransversable strip
باریکه میانی غیر قابل عبور
nonuniform flow
جریان غیر یکنواخت (هیدرولیک)
nonuniformity
ناهماهنگی، غیر یکنواختی
nonurban collective transport
حملونقل همگانی برونشهری
nonweaving lane
خط عبوری غیر تداخلی
صفحه 943 از 1667