در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

neglect

بی‌توجهی، غفلت، قصور، اهمال، کوتاهی، مسامحه، بی‌توجهی کردن، توجه نکردن، قصور کردن، کوتاهی کردن، مسامحه کردن، اعتنا نکردن، زیر پا گذاشتن (قانون، مقررات)، از دست دادن (فرصت)

negligence

قصور، کوتاهی، بی‌توجهی، غفلت، سهل‌انگاری، مسامحه، بی‌دقتی، بی‌احتیاطی

negotiate

مذاکره کردن، گفتگو کردن، نقد کردن (چک)، فروختن، خریدن (سهام و ...)، واگذار کردن، انتقال دادن، فائق آمدن، غلبه کردن، به توافق رسیدن

negotiation

مذاکره، گفتگو، عبور، غلبه، واگذاری، انتقال

neighbour

همسایه، کناری، بغل‌دستی، هم نوع، رفت‌وآمد کردن، معاشرت کردن

neighbourhood

ناحیه، منطقه، محل، محله، حول و حوش، حوالی، اطراف

neon

نئون، (چراغ، لامپ) نئون

صفحه  929  از  1667