در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

mutual

متقابل، دوطرفه، دوجانبه، مشترک

nadir

نادبر، سمت‌‌القدم، پاسو، حضیض، نهایت افت، پایین‌ترین حد

nail

میخ، میخ کردن، میخ زدن، میخ‌کوبی کردن

name

نام، اسم، شهرت، آوازه، مشهور، معروف، شناخته شده، اسم گذاشتن، نامیدن، اسم بردن، مشخص کردن، معین کردن، در نظرگرفتن، نامزد کردن، منصوب کردن

صفحه  923  از  1667