در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

mismanagement

سوء مدیریت، سوء اداره، بد اداره کردن

miss (near)

حالتی که نزدیک به تصادف است، تصادفی که به سختی می‌شود از آن احتراز کرد، آنچه که به وقوع نمی‌پیوندد ولی خیلی به وقوع نزدیک است.

mission

مأموریت، وظیفه، رسالت، هیأت نمایندگی، هیأت اعزامی، محل استقرار هیأت نمایندگی، دفتر کار هیأت اعزامی

mist

مه، غبار، بخار، مه‌آلود کردن، مه گرفتن، بخار کردن، بخار گرفتن

mix

مخلوط، ترکیب، آمیزه، مخلوط کردن، به هم آمیختن، مخلوط شدن، قاطی شدن

mixed

مخلوط، ترکیب شده، درهم، مختلط، گوناگون، مختلف

mixed lane

خط عبوری برای کلیه وسایل نقلیه، خط عبوری مختلط

صفحه  897  از  1667