در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

middle

وسط، مرکز، میان، وسطی، میانی

migrant a/

مهاجر، کوچ‌کننده، کوچ‌نشین، کارگر فصلی، کارگر موسمی

«‹ ۸۸۹  ۸۹۰  ۸۹۱ ۸۹۲ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۸۹۱ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰