در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
mechanically
به طور خودکار، به طور اتوماتیک، به طور مکانیکی، با ماشین، فنی، از نظر فنی
mechanics
علم مکانیک، مکانیسم، روش کار، سازوکار، طرز کار، فوت و فن، شیوه، راه
mechanics (soil)
مکانیک خاک
mechanism
مکانیسم، سازوکار، ساخت و کار، طرز کار، روال کار، راه، شیوه، روش، طریق، دستگاه، نظام
mechanism (clock)
مکانیسم ساعت
mechanism (distress)
مکانیسم خرابی
mechanism (steering)
مکانیسم هدایت
mechanization
مکانیزه کردن، مکانیزه شدن، ماشینی شدن، ماشینی کردن، موتوریزه شدن، موتوریزه کردن
mechanize
ماشینی کردن، مکانیزه کردن، خودکار کردن، اتوماتیک کردن، موتوریزه کردن
media
رسانه، وسایل ارتباط جمعی
medial
میانی، وسط، بینابینی، متوسط، معمول، عادی
median
میانی، وسطی، میانه، خط میانی، بخش میانی، جزیره وسط، جزیره میانی (ترافیک)
median barrier [USA]
حفاظ میانه، راهبند میانه [اصطلاح آمریکایی]
median end treatment
مهار انتهایی میانه
median island
جزیره میانی
median reservation
جزیره وسط، سکوی میانی
صفحه 879 از 1667