در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
mean space headway
متوسط سرفاصله (بین وسایل نقلیه)
mean speed
سرعت متوسط
mean spot speed
میانگین سرعت نقطهای
mean temperature (dialy)
متوسط دمای روزانه
mean texture depth
متوسط عمق بافت
mean time (Greenwich)
معیار ساعت گرینویچ
mean time headway
میانگین فاصله زمانی (بین وسایل نقلیه)، میانگین سرفاصله زمانی
mean traffic
ترافیک متوسط
meander
پیچ، خم، پیچش (رودخانه)، سرگردان بودن، پرسه زدن، از مسیر پرپیچوخم گذشتن، پرپیچوخم بودن
meandering
پرپیچوخم، پیچاپیچ (رودخانه)
meandering crack
ترک نامنظم
means
وسیله، طریق، راه، شیوه، روش، پول، ثروت، دارایی، امکانات، مال و منال، استطاعت، درآمد
means of control
ابزار کنترل، شیوه کنترل
means of conveyance
ابزار انتقال، روش انتقال
means of egress
راه فرار، مسیر خروجی (معماری)
means of escape
خروجی اضطراری (معماری)
صفحه 875 از 1667