در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
manager (assistant)
معاون مدیر
manager (contract) [construction]
مدیر پیمان، کارفرما [ساختوساز]
manager (general)
مدیر کل
manager (project)
مدیر پروژه
manager (site)
مدیر کارگاه، رییس کارگاه
managerial staff
کادر مدیریتی، پرسنل مدیریتی
managing authority
اداره مسؤول، سازمان اداره کننده
managing control
کنترل مدیریتی
managing director (general)
مدیر کل
mandate
حکم، فرمان، دستور، تفویض اختیار، وکالت، اختیار، حکم کردن، دستور دادن، فرمان دادن
mandatory a/
اجباری، الزامی، واجب، حتمی، ضروری، لازمالاجرا
mandatory bypass sign
تابلوی کنارگذر اجباری
mandatory cycle lane
مسیر اجباری دوچرخه و موتورسیکلت، خط عبوری اجباری وسایل نقلیه دوچرخ
mandatory direction
جهت اجباری (ترافیک)
mandatory movement
حرکت اجباری
mandatory sign
تابلوی بیان اجبار یا محدودیت، تابلوی اجباری، علامت اجباری
صفحه 854 از 1667