در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
maker (map)
نقشهکش
maker (policy)
سیاستگذار، تصمیمگیرنده سیاسی
making
ساخت، ساختن، تولید، ایحاد، ترقی، وسیله پیشرفت، راز موفقیت
making (map)
نقشهکشی، تهیه نقشه
making (road)
احداث راه، راهسازی
maladministration
سوء مدیریت، سوء اداره
malfunction
نقص، خرابی، عیب، ایراد، نقص درکار، بد کار کردن، درست کار نکردن
mall
مرکز خرید، بازار، بازارچه، کلوخکوب، پتک زمینکوب
mall (pedestrian)
مرکز خرید پیاده
man
مرد، اهل، آدم، انسان، شخص، فرد، بشر، خدمتکار، کارگر، کارمند
man (ambulance)
راننده آمبولانس
man (lollipop)
گذربان مدرسه، پلیس مدرسه
man (noise equivalent to)
همارز زیستی سروصدا
man symbol (green)
علامت آدمک سبز چراغ راهنمایی
man symbol (red)
علامت آدمک قرمز چراغ راهنمایی
man – day
نفر ـ روز
صفحه 851 از 1667