در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
lowland
زمین پَست، دشت
lubricant
روغن، گریس
lubrification
روغنکاری، گریسکاری، چرب کردن، روغنکاری کردن، لیز کردن
luggage
بار، اساب سفر، چمدانها، باروبنه
luggage rack
باربند (اتومبیل)، رف بالای سر، جای بار
luggage van
وانت ویژه حمل چمدان (در فرودگاهها و ...)
lumen
لومن (واحد اندازهگیری پخش نور)
lumen meter
دستگاه نورسنج، دستگاه سنجش شار
luminaire support [USA]
تیر (پایه) نورافکن [اصطلاح آمریکایی]
luminaire [USA]
نورافکن [اصطلاح آمریکایی]
luminance
درخشندگی، درخشش، تابناکی
luminance (retroreflected)
درخشش انعکاسی
luminance coefficient
ضریب درخشندگی، ضریب درخشش
luminance factor
ضریب روشنایی، ضریب درخشانی
luminance meter
دستگاه سنجش میزان درخشندگی
luminance threshold
آستانه درخشش، آستانه درخشندگی
صفحه 840 از 1667