در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

look

نگاه، نظر، ظاهر، حالت، چهره، قیافه، نگاه کردن، نگریستن، به نظر رسیدن، گشتن، جستجوکردن، مشرف بودن، دقت کردن، توجه کردن، دیدن، نشان دادن، با نگاه بیان کردن

lookout

مراقبت، مواظبت، مراقب، محافظ، دیده‌بان، برج دیده‌بانی، محل دیده‌بانی

loop

حلقه، مدار بسته (برق)، لوپ، جاده انحرافی

صفحه  833  از  1667