در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
line (border)
خط مرزی، نوار مرزی، مرزی، در مرز، بینابین
line (broken)
خط منقطع، خطچین، خط گسسته
line (building)
بر ساختمان
line (bus branch)
خط اتوبوسرانی فرعی
line (bus)
خط اتوبوس
line (centre)
محور، خط محوری، خط مرکزی، خط میانی
line (closing down of a) [transport]
تعطیلی یک خط [حملونقل]
line (continuous)
خط ممتد، خط پیوسته
line (contour)
خط تراز
line (cross - town)
مسیر عبوری از شهر، خط سراسری شهر
line (desire)
مسیر مطلوب (ترافیک)
line (edge)
خط لبه، خط حاشیهای
line (flow)
خط جریان، امتداد جریان
line (give way)
خطکشی رعایت حق تقدم
line (intercity)
خط (مسیر) بین شهری
line (intermittent)
خط ناپیوسته، خطچین
صفحه 815 از 1667