در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

like

شبیه، مثل هم، همانند، مشابه، دوست داشتن، علاقه داشتن، ترجیح دادن

lime

آهک، آهک زدن، آهکی

lime (hydrated)

آهک آبدارشده، آهک آب‌دیده، آهک شکفته

limit

مرز، حد، محدوده، محدودیت، محدود کردن، حدی قایل شدن

limit (operating)

محدوده کاربرد، محدوده عملکرد، محدوده بهره‌برداری

صفحه  812  از  1667