در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

know – how

فوت و فن، کاردانی، دانش، آگاهی

knowledge

دانش، آگاهی، شناخت، معرفت، اطلاع، خبر

laboratory

آزمایشگاه، آزمایشگاهی، (مربوط به) آزمایشگاه، (مربوط به) آزمایشگاه

labour

کار، کارگر، کارگران، نیروی کار، طبقه کارگر، کارگری، (مربوط به) کارگر، کار کردن، تلاش کردن، سخت کوشیدن، زحمت کشیدن، به کندی کار کردن (موتور)، به کندی پیش رفتن، به زحمت حرکت کردن (کشتی، قایق و ...)

صفحه  763  از  1667