در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

judicial a/

قضایی، دادگاهی، منصفانه، بی‌طرفانه

junction

تقاطع، چهارراه، اتصال، پیوند، محل اتصال، محل تلاقی (راه، راه‌آهن)، انشعاب (لوله‌کشی)

«‹ ۷۵۲  ۷۵۳  ۷۵۴ ۷۵۵ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۵۴ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰