در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
involatile oil
روش غیر فرّار
involve
درگیر کردن، گرفتار کردن، مستلزم بودن، متضمن بودن، شامل شدن، در برگرفتن
involved
درگیر، گرفتار، پیچیده، بغرنج، غامض
involved (passenger)
مسافر درگیر
involved (pedestrian)
عابرپیاده درگیر
involved (person)
شخص درگیر
involved (two - wheelers)
وسایل نقلیه دورچرخ درگیر
involved (vehicle)
وسیله نقلیه درگیر
involvement
درگیری، گرفتاری، دخالت، مداخله، شرکت، نقش، مشکل، مسأله، معضل
involvement (user)
مداخله کاربر، دخالت کاربر
involvement rate
نرخ مداخله، میزان دخالت
involvement rate (vehicle)
نرخ دخالت وسیله نقلیه، میزان مداخله وسیله نقلیه
iodine lamp
چراغ یدی، لامپ بخار ید
ion
یون
iron
آهن، آهنی، آهنین، قوی، محکم
iron (cast)
چدن
صفحه 744 از 1667