در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

involve

درگیر کردن، گرفتار کردن، مستلزم بودن، متضمن بودن، شامل شدن، در برگرفتن

involved

درگیر، گرفتار، پیچیده، بغرنج، غامض

involvement

درگیری، گرفتاری، دخالت، مداخله، شرکت، نقش، مشکل، مسأله، معضل

iron

آهن، آهنی، آهنین، قوی، محکم

«‹ ۷۴۲  ۷۴۳  ۷۴۴ ۷۴۵ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۴۴ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰