در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

intercommunicate

با یکدیگر ارتباط برقرار کردن، با هم تماس گرفتن، با یکدیگر ارتباط داشتن، با هم تماس داشتن

interconnect

به هم متصل کردن، به هم وصل کردن، به هم ارتباط داشتن، به هم متصل شدن، به هم وصل شدن

interconnected

مرتبط، هم‌بسته، وابسته، در هم تنیده

interconnected spans

دهانه‌های به‌هم‌پیوسته، دهانه‌های یکسره (متصل به‌هم)

«‹ ۷۳۰  ۷۳۱  ۷۳۲ ۷۳۳ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۳۲ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰