در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

ink

جوهر، مرکب، جوهری کردن، مرکبی کردن

inland

داخلی، غیر مرزی، غیرساحلی، درون‌مرزی، به درون کشور، به داخل کشور

inlet

خلیج کوچک، شاخابه، مدخل، دهانه، ورودی

صفحه  720  از  1667