در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

injunction

دستور، فرمان، ممنوعیت، بازداری، دستور کتبی، حکم دادگاه

injure v/

مجروح کردن، زخمی کردن، آسیب رساندن، صدمه زدن، زیان رساندن، لطمه زدن

injured a/

زخمی، مصدوم، مجروح، آسیب‌دیده

injury

صدمه، آسیب، لطمه، خسارت، زخم، جراحت، آسب‌دیدگی، زیان، ضرر

صفحه  719  از  1667