در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
injection (electronic)
تزریق الکترونیکی
injection (grout) [anchor]
تزریق دوغاب [مهار]
injection (under – slab)
تزریق زیر دال
injection engine
موتور تزریقی (انژکتوری)
injunction
دستور، فرمان، ممنوعیت، بازداری، دستور کتبی، حکم دادگاه
injure v/
مجروح کردن، زخمی کردن، آسیب رساندن، صدمه زدن، زیان رساندن، لطمه زدن
injured a/
زخمی، مصدوم، مجروح، آسیبدیده
injured people (picking up of)
بردن مصدومین و مجروحین (با اتومبیل)
injured people (transport of)
انتقال مصدومین و مجروحین
injured person
فرد مصدوم
injured person (seriously)
شخص دارای جراحت جدی، مجروح شدید
injured person (slightly)
شخص دارای جراحت سطحی، مجروح سطحی
injury
صدمه، آسیب، لطمه، خسارت، زخم، جراحت، آسبدیدگی، زیان، ضرر
injury (bodily)
جراحت جسمانی
injury (head)
جراحت (در ناحیه) سر
injury (internal)
جراحت داخلی
صفحه 719 از 1667