در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

injunction

دستور، فرمان، ممنوعیت، بازداری، دستور کتبی، حکم دادگاه

injure v/

مجروح کردن، زخمی کردن، آسیب رساندن، صدمه زدن، زیان رساندن، لطمه زدن

injured a/

زخمی، مصدوم، مجروح، آسیب‌دیده

injury

صدمه، آسیب، لطمه، خسارت، زخم، جراحت، آسب‌دیدگی، زیان، ضرر

«‹ ۷۱۷  ۷۱۸  ۷۱۹ ۷۲۰ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۱۹ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰