در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

infrastructure

زیرساخت، زیربنا، شالوده، بنیاد، تأسیسات زیربنایی

infringe v/

تخطی کردن، زیرپا گذاشتن، نقض کردن، تجاوز کردن از، تعدی کردن

infringement

قانون‌شکنی، تجاوز، تعدی، تخطی، نقض

ingress

ورود، دخول، نفوذ، اجازه ورود، راه ورود، ورودی

صفحه  717  از  1667