در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

infrastructure

زیرساخت، زیربنا، شالوده، بنیاد، تأسیسات زیربنایی

infringe v/

تخطی کردن، زیرپا گذاشتن، نقض کردن، تجاوز کردن از، تعدی کردن

infringement

قانون‌شکنی، تجاوز، تعدی، تخطی، نقض

ingress

ورود، دخول، نفوذ، اجازه ورود، راه ورود، ورودی

«‹ ۷۱۵  ۷۱۶  ۷۱۷ ۷۱۸ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۱۷ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰