در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
inform v/
اطلاع دادن، مطلع کردن، باخبر کردن، آگاه کردن، تحت تأثیر قرار دادن، اثر گذاشتن
informatics
انفورماتیک، علم رایانه
information
اطلاعات، خبر، اطلاع، آگاهی، علم اطلاعرسانی، خبررسانی
information (arrival)
اطلاعات در مورد ورودها (رسیدنها)، اطلاعات ورود
information (broadcast traffic)
اطلاعات ترافیکی پخش شده
information (broadcast)
اطلاعات پخش شده
information (channel of)
کانال اطلاعات، کانال اطلاعرسانی
information (continuity of)
پیوستگی اطلاعات
information (departure)
اطلاعات مربوط به زمانهای حرکت (عزیمت)، اطلاعات خروج
information (dissemination of)
انتشار اطلاعات
information (guidance)
اطلاعات هدایتی، اطلاعات راهنما
information (in – car)
اطلاعرسانی درونخودرویی
information (mapping)
اطلاعات نقشهنگاری
information (on - board)
اطلاعات درونوسیلهای، اطلاعرسانی درونوسیلهای
information (quantity of)
کمیّت اطلاعات، میزان اطلاعات
information (radio traffic) [USA]
اطلاعرسانی وضعیت ترافیک از طریق رادیو [اصطلاح آمریکایی]
صفحه 714 از 1667