در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
infiltration
عبور، گذشتن، رد شدن، نفوذ، تراوش، صاف شدن، گذراندن، رد کردن، صافی
infiltration (water)
نفوذ آب، درونتراوی آب
infiltration water
آب درونتراویی، آب تراوش، آب نفوذی
infiltrometer
نفوذسنج، تراوشسنج
infinite
بیکران، لایتناهی، بیپایان، نامحدود، بیحد و حصر، نامتناهی
infinite series
سری بینهایت، سری نامحدود، سری نامتناهی
inflammable a/
قابل اشتعال، اشتعالپذیر، آتشگیر، آتشزا
inflatable bag
کیسه قابل باد کردن، کیسه باد کردنی
inflation pressure
فشار باد (لاستیک)، فشار تورم
inflation [finance]
تورم، افزایش، ترقی
inflation [tyre]
باد کردن، باد داشتن [تایر]
inflect
خم کردن، تا کردن، کج کردن
inflection
خمش، انحنا، عطف (سازه)
inflection (point of)
نقطه انحنا، نقطه عطف (سازه)
inflow
جریان ورودی (آب و ...)، سرازیر شدن (به داخل)
inflow (water)
جریان ورودی آب، ورودی آب
صفحه 713 از 1667