در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

infiltration

عبور، گذشتن، رد شدن، نفوذ، تراوش، صاف شدن، گذراندن، رد کردن، صافی

infinite

بی‌کران، لایتناهی، بی‌پایان، نامحدود، بی‌حد و حصر، نامتناهی

infinite series

سری بی‌نهایت، سری نامحدود، سری نامتناهی

inflammable a/

قابل اشتعال، اشتعال‌پذیر، آتش‌گیر، آتش‌زا

inflect

خم کردن، تا کردن، کج کردن

inflow

جریان ورودی (آب و ...)، سرازیر شدن (به داخل)

«‹ ۷۱۱  ۷۱۲  ۷۱۳ ۷۱۴ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۱۳ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰