در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

indefinite

مبهم، نامشخص، نامعلوم، نامحدود، نامعین

indemnification

جبران خسارت، جبران زیان، پرداخت غرامت، پرداخت تاوان، بیمه، غرامت، خسارت، تاوان

indemnify v/

غرامت دادن، تاوان دادن، خسارت پرداختن، جبران کردن، بیمه کردن

indemnity

تضمین پرداخت خسارت، تعهد پرداخت غرامت، بیمه، پرداخت خسارت، پرداخت غرامت، جبران زیان، غرامت، خسارت، تاوان

indent

سفارش واردات، سفارش خارجی، سفارش، درخواست، (کالا) به خارج سفارش دادن، دندانه‌دار کردن، کنگره‌دار کردن، دندانه دندانه کردن

indentation

فرورفتگی، بریدگی، کنگره، دندانه

independent

بی‌نیاز، مستقل، آزاد، منفرد، بی‌طرف، خصوصی، غیر دولتی، مستقل از منابع دیگر

independent projects

پروژه‌های مستقل، طرح‌های مستقل، پروژه‌های خودکفا، پروژه‌های خودگردان

صفحه  706  از  1667