در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
inbound trip
سفر درونسوی، سفر به سمت داخل (منطقه)
incandescence
در اثر گدازش پر نور شدن، نور دادن در اثر حرارت، التهاب، فروزندگی، تابش
incandescent lamp
لامپ رشتهای، لامپ التهابی
incentive
انگیزه، مشوق، محرک، دلیل
incentive (financial)
انگیزه مالی، محرک مالی
inch (bits per)
تعداد بیت در اینچ
incidence
میزان وقوع، درصد وقوع، دامنه (بیماری و ...)، وقوع، تابش، بار اصلی، فشار (مالیات)
incidence (angle of)
زاویه تابش، زاویه فرود
incident
حادثه، رویداد، واقعه، پیشامد، اتفاق، برخورد، برتابش
incident detection
آشکارسازی حادثه، شناسایی حادثه
incident flux
شار تابشی، جریان تابش
incident light
نور تابشی
incident management
مدیریت رویداد، مدیریت حادثه
incident ray
اشعه تابشی، شعاع تابش
incidental
همراهی کننده، همراه، جزیی، فرعی، اضافی (مخارج)، اتفاقی، پیشبینی نشده
incidental expenses
مخارج اتفاقی، هزینههای تصادفی
صفحه 704 از 1667