در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
in transit
عبوری، در حال عبور، در حال حمل
in – depth accident study
مطالعه جزء به جزء تصادف، بررسی دقیق تصادف
in – depth study
مطالعه دقیق و کامل، بررسی جزء به جزء
in – place recycling
بازیافت در محل، بازیافت در جا
in – plant recycling
بازیافت در کارخانه
in – service conditions
شرایط سرویسدهی
in – situ prepared bridge
پل درجا ساخته، پل در محل ساخته
in – vehicle computer
رایانه درونوسیلهای (نصب شده داخل وسیله نقلیه)
in – vehicle equipment
تجهیزات درونوسیلهای (نصب شده داخل وسیله نقلیه)
in – vehicle system
سیستم درونوسیلهای (نصب شده درون وسیله نقلیه)
inadequate
ناکافی، کم، نامناسب، فاقد صلاحیت، بیلیاقت
inadequate design
طراحی ناکافی، طرح ناکافی
inadequate drainage
زهکشی نامناسب، زهکشی ناکافی
inadequate visibility
قابلیت دید ناکافی، قابلیت دید کم
inbound a/
به طرف داخل، به طرف مرکز، درونسوی، رو به وطن، رو به خانه
inbound traffic
ترافیک ورودی
صفحه 703 از 1667